محمد معصوم البكري ( نامى )

164

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

پادشاه فرستاده از آمدن خود خبر كنيم ؛ بهر جائى كه حضرت پادشاه امر كنند بگرويم « 1 » . عبد القدوس را با عرضه داشت بملازمت پادشاه فرستادند . درين اثنا مردم خضر خان پيشكش را گذرانيدند . ميرزا شاه حسن پانزده روز در نواحئ پتن توقف نمود . و سلطان محمود تا محمود آباد رفته دست بغارت اموال گجراتيان دراز نمود . و امتعه و اقمشه و نقود بى ( f . 121 b ) نهايت بدست سپاه افتاد . درين اثنا مير فرخ به ميرزا شاه حسن عرض نمود كه هر گاه پادشاه فرمان صادر فرمايد كه تو آمده بما ملحق شده در اردو فرود آى ، غير رفتن باردو علاجى نداريد . و چون مردم ارغون و ترخان سامان امراى جغتيه ملاحظه و مشاهده كنند ، و حضرت پادشاه زر وافر از خزانهء گجرات به سپاه نصرت دستگاه خود قسمت كنند ، كدام سپاهى پيش شما خواهد ماند ؟ اكثر مردم جدا مىشوند . مصلحت آنست كه ما عنان مراجعت معطوف گردانيده عازم سند شويم . بميرزا شاه حسن و اكثر امرا « 2 » معقول شد . به همين قرار داد اتفاق نموده عرضه داشت مصحوب ميرزا قاسم بيگ لار بملازمت حضرت پادشاه فرستاد ، كه من سپاه خود را به تمام آورده‌ام ؛ و الحال از امراى بهكر و تهته عرضه داشت رسيد كه مردم كلمتى و جتوئى و زمينداران جمعيت نموده ، آن ولايت را غارت نموده ، آغاز فتنه و فساد كرده‌اند ؛ بحسب ضرورت مراجعت واقع شد . و ميرزا شاه حسن قبل از وصول حضرت پادشاه به احمد آباد بيست روز پيشتر مراجعت نموده در اوائل سنه خمس و اربعين ( f . 122 a ) و تسعمايه از راه رادن پور عازم تهته شد . و در حين مراجعت مردم جاريجه و سوده را قتل و نهب عجيب نمود .

--> ( 1 ) ح ف : بگرديم ( 2 ) ح زياد دارد : اين صلاح